زمان انتشار : ۱۱ تیر ,۱۳۹۹ | ساعت : ۱۱:۴۸ | کد خبر : 210337 |
درس‌های جنبش فلسطین برای جنبش سیاهان/ گزارش الجزیره 53e3924ce33d425baf29429b4f14a934 18 800x321

شفقنا آینده- در روزهایی که روز به روز به الحاق بخش‌های جدیدی از فلسطین به رژیم صهیونیستی اسرائیل نزدیک می‌شویم، رسانه‌های جهان در قبال این اتفاقات واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. در اغلب آن‌ها اما آن‌چه نادیده و ناگفته نمی‌ماند حق مردم فلسطین برای احقاق حق است.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از الجزیره؛ برخی از رسانه‌ها اما بین ماجراهای فلسطین و اعتراضات آمریکا مشابهاتی دیده‌اند که می‌تواند به نفع هر دوی آن‌ها باشد. از جمله الجزیره در مقاله‌ای که در پی می‌آید، به درس‌هایی اشاره کرده که جنبش «زندگی سیاهان اهمیت دارد» می‌تواند از مبارزه فلسطین بگیرد. در این مقاله البته در خلال این درس‌ها به مسایل فلسطین و ظلم و ستم اسرائیلی‌ها و آمریکاییان به این مردم هم پرداخت شده و در ادامه از معترضین سیاه خواسته شده که از این مسایل درس گرفته و از آن‌ها در راستای موفقیت قیام ضد نژادپرستی ایالات متحده استفاده کنند.

در ۲۵ مه سال ۲۰۲۰، جورج فلوید سیاه پوست توسط درک شووین، پلیس سفیدپوست، در مینیاپولیس مینسوتا به قتل رسید. قتل فلوید جدیدترین نمونه در تاریخ بدرفتاری پلیس با سیاهان، دورگه‌ها، لاتین‌ها، بومیان آمریکایی، مهاجران و سایر جوامع حاشیه‌نشین است که تاکنون با مصونیت کامل از مجازات انجام شده‌اند؛ و حتی در این مورد آخر هم نقش سخنان و عقاید نژادپرستانه رئیس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ و دولت نژادپرست و سفیدباور وی آشکار است.

در واکنش به این قتل، مردم با این تفکر که پلیس آمریکا سفیدباوری و نژادپرستی سیستماتیک را بر سیاهان تحمیل می‌کند، علیه وحشیگری پلیس به خیابان‌ها ریختند. اعتراضات و تظاهراتی هم در همبستگی با معترضین آمریکایی در سراسر جهان از جمله در انگلستان ، دانمارک ، برزیل ، نیوزلند ، استرالیا ، فلسطین ، یونان ، آلمان و جاهای دیگر برگزار شد.

از آنجا که این اعتراضات خودجوش اغلب مسالمت‌جویانه با سرکوبی وحشیانه پلیس روبرو شد و نیروهای نظامی و رسانه‌های اصلی و نخبگان سیاسی نیز تلاش کردند معترضین را با عناوینی چون “غارتگر” و “اراذل و اوباش” لکه‌دار کنند، برقراری نوعی توازی میان این اعتراض‌ها با مبارزات مردم فلسطین چندان هم کار دشواری نیست. در حقیقت معترضین ضد نژادپرستی می‌توانند چندین و چند درس مهم از مبارزات چند دهه‌ای ضد استعماری فلسطین گرفته و مسیر موفقیت را سریع‌تر و بهتر طی کنند.

صهیونیسم و برتری نژاد سفید

سفیدباوران یا کسانی که به برتری نژاد سفیدپوست باور دارند، پروژه‌های استعماری خود را در ایالات متحده آمریکا و اسرائیل با یک سری اصول اصلی یکسان، تاکتیک‌های سرکوب مشترک، استراتژی‌های تهاجمی مشابه و تکنیک‌های تبلیغاتی الهام گرفته از هم پیش می‌برند. حتی آموزش و تمرینات مشترک افسران پلیس ایالات متحده با همتایان اسرائیلی خود هم بخشی از این همکاری است. در حقیقت، پا بر گلو گذاشتن و خفه‌کردن جورج فلوید و اریک گارنر که قبل از او به این طریق کشته شده بود، میراث این همکاری است که افسران اسرائیلی به آمریکایی‌ها آموخته‌اند و رسانه‌ها نمونه‌های زیادی به یاد دارند که نیروهای اسرائیلی از این شیوه در برخورد با فلسطینی‌ها استفاده کرده‌اند.

آموزش مشترک نیروها با همکاری ایدئولوژیک بین اسرائیل و آمریکا تکمیل می‌شود. چنان‌چه می‌بینیم در همین کمپین اعتراضی به مرگ جورج فلوید هم، رسانه‌های اسرائیلی همراه با صهیونیست‌های لیبرال و لابی‌های مهم صهیونیست‌ها در انگ زدن و لکه‌دار کردن اعتراضات شرکت کرده و آنها را به یهودستیزی متهم کرده‌اند.
تبلیغات صهیونیست‌ها حکایت از این ادعا دارد که جنبش «زندگی سیاهان اهمیت دارد» حاوی شعارهای سیاسی علیه اسرائیل است و از دیدگاه‌های ضد استعماری و ضد نژادپرستی با هدف یهودستیزی استفاده می‌کند.
همه اینها در چارچوب تلاش‌های دولت ترامپ در جهت پیشبرد اقدامات بی‌امان علیه مقاومت مسالمت‌آمیز مردم فلسطین و متحدان آنها است. در این کشور به طور رسمی ضدصهیونیسم بودن به معنای یهودستیزی قلمداد می‌شود و با جرم انگاری فعالیت‌های ضد صهیونیستی و طرفدار فلسطین از قبیل جنبش بایکوت و تحریم اسرائیل در حقیقت دولت‌های منطقه‌ای در خدمت اسرائیل عمل می‌کنند.

در حقیقت پرزیدنت دونالد ترامپ به تنها با مترادف دانستن صهیونیسم و یهودیت به منافع اسرائیل خدمت کرده، بلکه با این کار برتری‌طلبی سفید را دامن زده و به آزادی‌های مدنی آسیب رسانده است. ترامپ این کار را با مخالفت با جلسات و تتظاهرات حقوق بشری فلسطینی‌ها در دانشگاه‌ها، حمله به آزادی‌های تحت حمایت و مصرح در قانون اساسی، مانند حق اعتراض و تحریم و مخالفت با جنبش تحریم اسرائیل و کالاهای اسرائیلی انجام داده است. بعلاوه ، سیاستهای وی عملا در طرفداری از صهیونیست‌ها بوده و مثلا شرکت‌های آمریکایی را وادار کرده کارکنانی را که خواستار همکاری با همتایان اسرائیلی خود هستند و بیانیه‌های طرفداری از اسرائیل و ضد جنبش تحریم اسرائیل را امضا می‌کنند، در اولویت استخدام قرار دهند.

لیبرال‌های ضد انقلاب

علاوه بر همکاری بین نیروهای آشکارا ارتجاعی ایالات متحده و اسرائیل ، این را نیز باید به تاکید گفت که ادامه ظلم و ستم به جوامع حاشیه نشین تا حد زیادی تقصیر طبقه لیبرال بورژوایی نیز هست. طبقه‌ای که مارتین لوتر کینگ در نامه‌اش از زندان بیرمنگام آن‌ها را «سفیدهای ملایم» می‌نامد. طبقه‌ای که همواره در هنگام لزوم وارد میدان شده و با موعظه ضرورت اصلاحات و در عین حال تضعیف برنامه‌های انقلابی چپ گرایانه تحت پوشش “عملی بودن” ، برای سرکوبگران وقت می‌خرند.

نژادپرستی ، نابرابری و بی عدالتی جاری در ایالات متحده که منجر به خیزش‌های کنونی شده، نشانگر بی‌کفایتی رویکردهای اصلاح‌طلبانه لیبرال‌ها در بهبود شرایط مادی مردم حاشیه نشین است. علاوه بر این ، نزاع های فعلی نیاز جدی به یک دستور کار سوسیالیستی انقلابی را برای جایگزین کردن برابری و عدالت با استبداد سرمایه‌داری و سفیدباوری یادآوری می‌کنند.

در فلسطین ، شکست توافق نامه اسلو نمونه بارز بها و تاوانی است که فلسطینیان برای تلاش های اصلاح طلبانه پرداخت کرده اند. توافق نامه اسلو اوج رسیدن به توافق بین صهیونیست های لیبرال و رهبری فلسطین بود که مایل بودند مشکلات دو کشور را با نسخه خودمختاری و استقلال تحت شعارهایی مانند “راه حل دو کشور” حل و فصل کنند. نتایج فاجعه آمیز این سازش را امروز می توان مشاهده کرد: ادامه آپارتاید و محاصره فلسطین و ظلم مضاعف به این کشور با الحاق غیرقانونی و تحت حمایت آمریکا.

گذشته از این ، لیبرال‌ها در ایالات متحده و همتایان صهیونیستی آنها در اسرائیل در خدمت تبلیغ برتری نژاد سفید در ایالات متحده و اسرائیل عمل کرده و یک روبنا و نمای “مدرن” ، “مداراگر” و “متنوع” برای یک سیستم از بیخ و بن نژادپرستانه ایجاد می کنند.

لیبرال ها به اصرار بحث را از معنا تهی کرده و مثلا آن را از تجزیه و تحلیل سیستمی خشونت روزانه پلیس به سوی تمرکز بر روی وقایع انتزاعی‌تری چون تعهد به عدم خشونت و احترام به نمایندگی ها و کالاهای دولتی منحرف می‌کنند. اعتراضاتی که به این دام می افتد ، توسط لیبرال ها و سیاستمداران وابسته به آنها با وعده اصلاح آرام گرفته و در نتیجه ضررهای خالصی الز این طریق به جنبش چپ وارد می آید. چرا که هنگامی که اقدامات مقاومت محدود به اقدامات غیر خشونت آمیز می‌شود- در حالی که خشونت سیستماتیک پلیس در آن سو ادامه دارد و حتی تشدید هم شده است- تنها اتفاقی که می‌افتد این است که سرکوب اعتراضات توسط پلیس آسان‌تر و با هزینه کمتری انجام می‌شود.

صهیونیسم “چپ” و جنبش تحریم اسرائیل

در تاریخ ۶ ژوئن ، هزاران نفر برای اعتراض به برنامه های دولت نتانیاهو برای الحاق بخش‌هایی از کرانه باختری به خیابان‌های تل آویو ریختند. سخنرانان این مراسم شامل رئیس لیست مشترک ، ایمان اده؛ رئیس حزب لیبرال صهیونیستی مرتز ، نیتزان هوروویتس؛ و سناتور آمریکایی برنی سندرز بود که از طریق تماس ویژه ویدیویی حضور یافته بود.

اگرچه این اعتراض شامل ائتلاف گسترده بیشتر گروه‌های مخالف دولت نتانیاهو، از جمله گروه‌های ضد صهیونیستی بود ، اما حضور اصلاح‌طلبان لیبرال تنها در جهت متوقف کردن یا خنثی کردن اقدامات گروه‌های انقلابی به نظر می‌رسید. موضوعی که در موارد مشابه هم دیده بودیم که می‌تواند حرکات عظیم انقلابی را تا حد یک سرخوردگی عمومی فرو کاهد.

“چپ” صهیونیستی بخشی جدایی‌ناپذیر از دستگاه تبلیغاتی و سرکوب رژیم صهیونیستی است ، خواه افراد درگیر در این طیف از آن آگاه باشند یا نه. نیروهای موسوم به چپ یا در واقع بال “لیبرال” صهیونیسم، که از شماری از احزاب سیاسی اسرائیل ، سازمان‌های غیرانتفاعی و ارگان‌های رسانه‌ای _ هم در اسرائیل و هم خارج از آن_ تشکیل شده ، به توجیه و تبلیغ پروپاگاندای صهیونیستی کمک می‌کند ، که خود این پروپاگاندا هم چیزی را توجیه نمی‌کند مگر اشغال ، آپارتاید و نسل کشی مردم فلسطین. بورژوازی لیبرال فلسطین نباید یک بار دیگر فریب این سراب را بخورد.

در نقطه مقابل این گروه‌ها می‌توان به جنبش بایکوت و تحریم اسرائیل اشاره کرد که با خردمندی تمام یک بستر سخت ضد صهیونیستی و ضد نژادپرستانه اتخاذ کرده است. مقاومت در برابر ظلم و ستم از طریق ایجاد اتحادهای متقاطع که بر اساس درک روشنی از سیستم‌های ظلم و ستم ساخته می‌شوند، درس‌هایی است که این جنبش از حرکات ضد استعماری گذشته گرفته و با تمسک به آن علیه روایت‌های سیاسی ساختگی و تفرقه آمیزی که در مجموع در خدمت برتری سفید ، امپریالیسم ، نژادپرستی و مردسالاری هستند، عمل می‌کند.

به رسمیت شناختن اینکه مردم مختلف مظلوم دارای دشمنانی مشترک هستند ، هم موجب تقویت همبستگی و همکاری بین آنها می‌شود و هم این‌که به جنبش‌های اصولی مانند بایکوت و تحریم اسرائیل و جان سیاهان کمک می‌کند.

رهبران قیام‌های نژادی ایالات متحده باید چنین تجربیاتی را مدنظر قرار دهند. پیروی از این اصول می تواند تضمینی باشد برای موفقیت علیه ظلم و ستم نژادپرستانه سرمایه داری…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *